قطعه مقدس یکصد و ده
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه و احفظ سیدنا و قائدنا امامنا الخامنه ای

زیر باران دوشنبه بعدازظهر
اتفاقی مقابلم رخ داد
وسط کوچه ناگهان دیدم
زن همسایه بر زمین افتاد
سیب‌ها روی خاک غلطیدند
چادرش در میان گرد و غبار
قبلاً این صحنه را... نمی‌دانم
در من انگار می‌شود تکرار
آه سردی کشید، حس کردم
کوچه آتش گرفت از این آه
و سراسیمه گریه در گریه
پسر کوچکش رسید از راه
گفت: آرام باش! چیزی نیست
به‌گمانم فقط کمی کمرم...
دست من را بگیر،گریه نکن
مرد گریه نمی‌کند پسرم
چادرش را تکاند، با سختی
یا‌علی گفت و از زمین پا شد
پیش چشمان بی‌تفاوت ما
ناله‌هایش فقط تماشا شد

            ***               
صبح فردا به مادرم گفتم
گوش کن! این صدای روضه‌ی کیست
طرف کوچه رفتم و دیدم
در و دیوار خانه‌ای مشکی است

             ***               
با خودم فکر می‌کنم حالا
کوچه‌ی ما چقدر تاریک است
گریه، مادر، دوشنبه، در، کوچه
راستی! فاطمیه نزدیک است...

لله ، یاعلی.

[ یکشنبه ٤ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ٤:۳٠ ‎ب.ظ ] [ سجاد دماوندیان ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

ما را پیامبر قبیله سلمان خطاب کرد روی غرور و غیرت ما هم حساب کرد از ما بترس, طایفه ای پر اراده ایم ما مثل کوه پشت سر سید علی ایستاده ایم
نويسندگان
لینک دوستان
فال روزانه
کد موسیقی وبلاگ
قیمت طلا
آپلود عکس
پمپ بنزین
بازی آنلاین
امکانات وب
دعای عظم البلا حدیث موضوعی
ذکر کاشف الکرب اوقات شرعی