قطعه مقدس یکصد و ده
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه و احفظ سیدنا و قائدنا امامنا الخامنه ای

آن روزی که آمریکا با اذناب جنایتگرش جنگ هشت ساله را بر ما تحمیل کرد، محاسبه کرد جوان‌های انقلابی وابسته به امام را یا می‌کُشد یا جانباز می‌کند یا حداقل به خاطر اشتغال به دفاع مقدس آن‌ها را از رشد علمی و فکری باز می‌دارد.

می‌دانید دکتر سعید جلیلی کیست؟

از سال ۱۳۶۲ که به صورت یک آقا پسر دیپلم‌گرفته، از یک خانواده متعبد، متدین و ساده‌زیست مشهدی جدا شد و در کنکور دانشگاه پذیرفته شد، تا الان ۲۴ سال بنده با این فرد مربوطم. دوره لیسانس، فوق لیسانس و دکتری خودش را در رشته علوم سیاسی در دانشگاه امام صادق (علیه‌السلام) گذراند. به عنوان شاگرد اول این رشته در دانشگاه، در حالی که مشغول تحصیل بود و در تحصیلش پیشرفت کرده بود وارد جبهه‌های جنگ می‌شد، در عملیات‌های دفاع مقدس شرکت می‌کرد. از نظر فرماندهان ارشد لشگر ۵ نصر خراسان دکتر جلیلی یک چهره رزمنده شناخته شده است. در یک عملیات پایش قطع شد و جانباز حدود ۶۰ درصد است. در همین حین تحصیلش را هم ادامه داد. روزی که فوق لیسانس علوم سیاسی‌اش را گرفت جذب وزارت خارجه شد. در دولت آقای هاشمی رفسنجانی و وزارت آقای دکتر ولایتی ایشان رئیس بازرسی وزارت خارجه بود. در دولت آقای خاتمی ایشان رئیس میز آمریکا در کارشناسی وزارت خارجه بود. در دولت آقای دکتر احمدی‌نژاد معاون وزیر امور خارجه بوده است. در حین اشتغال، در آزمون دکتری علوم سیاسی شرکت کرد و پذیرفته شد.

ایشان رساله دکتری را درباره «پارادایم اندیشه سیاسی اسلام در قرآن» نوشت. برای نوشتن این رساله ده بار قرآن را ختم کرد. در این رساله حدود سه هزار استشهاد قرآنی برای اندیشه سیاسی اسلام ارائه داده است. یک آدمی که از نظر تخصص در این سطح بالا -دکتری علوم سیاسی- است، از نظر معارف اسلامی یک مفسر تمام عیار است، از نظر تجربه کاری در بیشتر تصمیم‌گیری‌های سیاست خارجی و روابط بین الملل ما در سه دولت یا کارشناس آن تصمیم گیری بوده است یا در تصمیم‌گیری شرکت داشته است، یک چنین کسی شده است دبیر شورای عالی امنیت ملی. آمدن این مرد، دغدغه دارد؟ اضطراب دارد؟ چرا نیامدید دکتر جلیلی را بشناسید؟

آن روزی که آمریکا با اذناب جنایتگرش جنگ هشت ساله را بر ما تحمیل کرد، محاسبه کرد جوان‌های انقلابی وابسته به امام را یا می‌کُشد یا جانباز می‌کند یا حداقل به خاطر اشتغال به دفاع مقدس آن‌ها را از رشد علمی و فکری باز می‌دارد. آمریکا و غرب حساب کرده بود قشر انقلابی ما نسل جوانش به جنگ مشغول شده است. این‌ها می‌توانند از این جفتک‌زن‌های گوشه ویلاهای اروپا و آمریکا عناصر بی‌دردی را انتخاب کنند، آن‌ها را متخصص سیاسی و اقتصادی بار بیاورند و در آینده آن‌ها بیایند در مسئولیت‌های این نظام قرار بگیرند و این مملکت و این مردم را یک جا بریزند در دامن آمریکا! اما نمی دانستند این بچه‌های در سنگر، این جوان‌های رزمنده، با پای بریده‌شان از این سنگر بیرون می‌آیند و اول کارشناس سیاسی این کشور می‌شوند و در اوج خبرویت و تجربه سیاسی پست کلیدی دبیری شورای عالی امنیت ملی را به دست می‌گیرند. این را آمریکا حساب نکرده بود. سعید جلیلی وقتی دبیر شورای عالی امنیت ملی می‌شود یعنی یک آرمان انقلابی مردم ما. این اوج اقتدار و عزت در نظام ماست که از بچه جبهه‌ای سنگرنشین با پای بریده، امروز یک کارشناس عظیم سیاسی درست می‌کند و به دهان اروپا و آمریکا می‌اندازد. ما باید در برابر این نعمت خدا را شکر کنیم. ما باید به این افتخار ببالیم.

 

[ جمعه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۸:۱٥ ‎ب.ظ ] [ سجاد دماوندیان ] [ نظرات () ]

[ جمعه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٧:٠٩ ‎ب.ظ ] [ سجاد دماوندیان ] [ نظرات () ]

خیال روی تو در هر طریق همره ماست

جدال هر دم تو با غربیان ، موید ماست

که رهرویی تو به راه امام و آن شهدا

تو ای سعید جلیلی بیا که رای از ماست

 

لله ، یاعلی.

[ پنجشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٤:٠۳ ‎ب.ظ ] [ سجاد دماوندیان ] [ نظرات () ]

[ پنجشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱:۱٢ ‎ب.ظ ] [ سجاد دماوندیان ] [ نظرات () ]

آنان که یازده روز به خانه می روند

 

وآنان که در صف اعداء ، سبزجامه می روند

 

آنان که سال ها لقب مالک علی داشتند

 

وآنان که نان علی خورده ، باعمروعاص می روند

 

آنان که در کشاکش پیکار با یزید

 

سنگ حسین به سینه زده ، با بن زیاد می روند

 

وآنان که در قدیم می دویدند دنبال صلح!

 

اما نگه که با قدحان سوی رسول می روند

 

آنان که جام زهر دادند عاقبت به رسول

 

اینک به اسم ناجی سوی اقتصاد می روند

 

آنان که مکتب ایران به هر کوچه جار می زنند

 

جای علی و رسول،سوی اسفندیار می روند

 

ای از قبیله اعدا شده ولی همچنان رفیق

 

ملت نه سوی لات و ازی که سوی علی می روند

 

مارا پیامبر قبیله ی سلمان خطاب کرد

 

مستضعفیم و اینها به کوچه قارون نمی روند

 

کوچه همان و علی همان و راه همان

 

ملت به غیر علی خیمه ی دیگر نمی روند

 

تنها کسی که به جاده است همراه ما

 

دکتر جلیلی است و آنان به شانه می روند

[ پنجشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱:٠٩ ‎ب.ظ ] [ سجاد دماوندیان ] [ نظرات () ]

ایمان به خدا ، انقلاب اسلامی ، قانون اساسی و مردم

دارای روحیه ی مقاوم در برابر دشمن

با تدبیر و با حکمت

برخوردار از تهذیب اخلاقی و نپرداختن به حواشی

و ...

همه و همه چراغ های راهی است برای ما از سوی امام جامعه ، در جهت یافتن یهترین فردی که می توان به او اعتماد کرد و با رأی و حمایت خود مسئولیت سنگین ریاست جمهوری ایران اسلامی را به او سپرد.

شرایط حساس داخلی و بین المللی امروز ، اهمیت دقت در انتخاب را بیش از پیش بالا می برد و لزوم حمایت بجا از فرد اصلح را بخوبی نمایان می کند.

 

از این رو شناسایی و پس از آن حمایت از فرد اصلح وظیفه ای است که سنگینی آن را بر دوش خود حس کرده و بدنبال ادای آن هستیم.توجه به معیارها و اصول مطرح شده از سوی امام جامعه و همچنین ارزیابی و بررسی همه جانبه کاندیداهای مطرح ، می تواند تکلیف ما را در این عرصه حساس روشن سازد.

 

 

مرزبندی و مواجهه مشخص با استکبار جهانی در جنگ اقتصادی کنونی، حضور فعالانه در اتفاقات بین المللی علی الخصوص حوادث بیداری اسلامی، تلاش حداکثری برای رفع مشکلات معیشتی مردم، مبارزه حقیقی و به دور از شعارزدگی با فساد و فقر، خدمت صادقانه به مردم، تلاش جهت ارتقاء فرهنگ دینی جامعه و … تنها بخشی از الزامات عمومی ای است که با توجه به منویات امام خامنه ای(مدظله) می توان به عنوان بخشی از اقدامات اولویت دار رییس جمهور آینده برشمرد، اقداماتی که دولت آینده باید بر انجام آن ها اهتمام ورزد.

 

در کنار این معیارهای عمومی که از فرمایشات رهبر عزیز انقلاب می توان استخراج کرد، ایشان معیارهای اختصاصی ای برای رییس جمهور دولت یازدهم نیز برشمردند که از بین آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

امتیازات امروزی دولت منهای ضعفهای آن، پایبندی به عقل جمعی و تدبیر، اعتقاد حقیقی به قانون اساسی، دارا بودن روحیه مقاوم در برابر فشارهای دشمن و در برابر مسائل داخلی، عدم نگاه روزمره به مسائل اقتصادی و پیاده سازی اقتصاد مقاومتی، تهذیب اخلاقی، از جنس مردم بودن و مشکلات و دغدغه های آنان را درک کردن، کاری و پرتلاش بودن، اعتقاد راسخ به آرمان های انقلاب.

 

حال این ماییم و این عرصه ی حساس. عرصه ای که شاهد حضور طیف های مختلفی از گفتمان های سیاسی است.تعدد نامزدهایی که قرابت چندانی با این معیارها نداشته و تجهیز تمام عیار آنها برای موفقیت در انتخابات و دست یافتن به قوه مجریه ، بیش از هر زمان دیگری اهمیت حضور قدرتمند و متحد گفتمان انقلاب را در انتخابات نشان میدهد.حضوری فعال و با تمام قوا به پرچمداری فردی که بیشترین قرابت را با معیارهای موجود دارد.

 

بی شک دکتر سعید جلیلی به عنوان یک رزمنده انقلابی با سوابق روشن و درخشان که در دوران حضور چندساله اش در مقام دبیر شورای عالی امنیت ملی روحیه مقاوم و سازش ناپذیر مسلمان حقیقی را به جهانیان نشان داده یکی از افرادی است که قرابت بسیار زیادی با شاخص های عمومی و اختصاصی رهبر معظم انقلاب دارد و این مسأله جزء معدود مسائلی است که در شرایط امروز تمام طیف‌های دوست دار انقلاب و تمام اصول گرایان علیرغم تمام وابستگی های سیاسی و حزبی شان بر آن اذعان دارند و ایشان را بسیار نزدیک به شاخص های ولی جامعه می دانند.

 

کارآمدی و تخصص در امور بین الملل با توجه به شرایط حساس منطقه و همچنین بیداری اسلامی رخ داده، کارآمدی در مدیریت کلان کشور با توجه به تجربه های مدیریتی اعم از مدیریت بحران، مدیریت ستادی و … در شورای عالی امنیت ملی، تلاش بی وقفه برای تحقق اقتصاد مقاومتی و طرح این بحث توسط ایشان در مجامع مختلف، قانونمداری و پرهیز از مسایل حاشیه ای که برعکس قریب به اتفاق کاندیداها ایشان تبلیغ در ایام بررسی صلاحیت ها را بر حامیان خود ممنوع کرده است و همچنین عدم مصاحبه تریبونی ایشان در روز ثبت نام با خبرنگاران، توانایی در جمع کردن نخبگان حوزه های مختلف با توجه به تیم های کاری و مشورتی ایشان در شورای عالی امنیت ملی، سابقه رزمندگی و نبرد در جبهه های حق علیه باطل، دفاع تمام قد از ارزش های اصیل انقلاب اسلامی در مذاکرات و رساندن پیام مظلومیت و حقانیت مردم ایران به جهانیان و عدم تسلیم در برابر فشارهای بین المللی، مردمی بودن و حضور در محافل مختلف هم پای سایر مردم، ساده زیستی ایشان که بر عکس دیگر کاندیداها که با بنز برای ثبت نام حضور پیدا می کنند، ایشان با پراید شخصی خویش حاضر می شود، همه و همه ی این موارد، تنها نشانه هایی از نزدیکی ایشان با شاخص های رهبر انقلاب می باشد؛ علاوه بر این ها ویژگی منحصر به فرد دکتر جلیلی این است که توانایی ایجاد وحدت در اردوگاه انقلابیون را به همراه خواهد داشت، وحدتی که در چند سال گذشته به دلایل مختلف خدشه دار شده و حضور دکتر سعید جلیلی باعث خواهد شد تا همگان باردیگر دست در دست هم مقدمات ساخت دولت یازدهم و رسیدن به دولت اسلامی را پدید آورند.

 

لذا با تمام این تفاسیر ، جناب دکتر جلیلی را فرد اصلح انتخابات پیش رو دانسته و حمایت همه جانبه از ایشان را تکلیف خود میدانیم.

 

با توجه به مشی انقلابی ایشان در تبلیغات انتخاباتی که نمونه ی آنرا در دو دوره ی حضور ایشان در انتخابات های مجلس شورای اسلامی مشاهده کرده ایم ، معتقدیم که با شیوه های صحیح، کم هزینه و آگاهی بخش تبلیغاتی و دوری ازاسراف و تبذیر و لابی های فساد خیزپشت پرده می توان مقبولیت کاندیدای اصلح را نیز بدست آورد. براین اساس رأی آوردن وانتخاب شدن درانتخابات ریاست جمهوری دردرجه دوم اهمیت قرار داشته و آنچه مهمتر است، به پیش بردن اهداف نظام اسلامی، فرهنگ مشارکت سالم سیاسی، اصلاح فرهنگ انتخابات و طرح گفتمان و شعارهای اصیل انقلاب اسلامی است.

 

لذا بدینوسیله با توجه به اهمیت فضای مجازی و عرصه ی سایبر ، بعنوان وبلاگ نویسان حامی گفتمان انقلاب ، حمایت خویش را از دکتر سعید جلیلی اعلام داشته و با شعار «کلیک های حامی گفتمان مقاومت و پیشرفت» به حمایت از فرد اصلح می پردازیم.

 

تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ

آن سراى آخرت را براى کسانى قرار مى‏دهیم که در زمین خواستار برترى و فساد نیستند و فرجام [خوش] از آن پرهیزگاران است (قصص، ۸۳)

[ پنجشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ ] [ سجاد دماوندیان ] [ نظرات () ]

و اما ،

سعید جلیلی، متولد سال ۱۳۴۴ در شهرمقدس مشهد (منطقه طلاب)است. وی که تحصیلات خود را تا مقطع دکتری علوم سیاسی از دانشگاه امام صادق علیه‌السلام به پایان رسانده، مسلط به زبان‌های عربی و انگلیسی است.

جلیلی در دورانی که برخی افراد تحصیل در دانشگاه را، بر دفاع از اسلام وانقلاب مقدم می‌دانستند و این بحث به‌صورت جدی حتی در سطح مدیریت دانشگاه امام صادق(ع) نیز مطرح بود، با جمع میان این دو مقوله به عنوان نیروی بسیجی بارها در جبهه‌های جنگ حضور یافت و در راه دفاع از آرمان‌های انقلاب به درجه جانبازی نایل آمد.

وی در دی ماه سال ۱۳۶۵دیده‌بان لشگر نصر خراسان بود که در عملیات کربلای ۵ از ناحیه پا مجروح شد و در بیمارستان صحرایی منطقه شلمچه به دلیل فقدان امکانات و وضعیت اورژانسی پای راست خود را از دست داد. جلیلی پس از آن در واحد تدارکات لشکر به خدمت پرداخت.

جلیلی در بازگشت از جبهه‌های حق علیه باطل، رساله دکترای خود را با عنوان “اندیشه سیاسی در قرآن” در خصوص سیاست خارجی اسلام به رشته تحریر درآورد؛ رساله‌ای که پروفسور حمید مولانا، در مقدمه‌ای که بر آن نوشت، به تجلیل از شخصیت این دانش‌آموخته اقدام کرد. این رساله در کشور لبنان نیز به زبان عربی ترجمه و منتشر شده است.

جلیلی، در سال ۶۸ به وزارت امور خارجه رفت و بعد از یک دوره ۲ ساله، ریاست اداره بازرسی وزارت خارجه را بر عهده گرفت. مناصب جلیلی در وزارت امور خارجه عبارتند از:

۱۳۶۸: وابسته سیاسی

۱۳۷۰: رئیس اداره بازرسی

۱۳۷۱: دبیر سوم

۱۳۷۳: دبیر دوم

۱۳۷۴: دبیر اول

۱۳۷۶: رایزن سوم

پس از دوم خرداد ۷۶ و تغییر اتوبوسی مدیران، وی به اداره امریکای وزارت خارجه منتقل شد و معاونت این اداره را بر عهده گرفت. در سال ۸۰ نیز به دفتر مقام معظم رهبری رفت و در سمت مدیریت بررسی‌های جاری دفتر رهبر انقلاب به ادامه خدمت پرداخت.

جلیلی که پس از انتخابات سوم تیر به عنوان گزینه مطرح و مورد نظر رئیس‌جمهور برای تصدی وزارت امور خارجه مطرح بود، بنا به پاره‌ای مصالح عهده‌دار مهم‌ترین معاونت وزارت خارجه، معاونت اروپا و آمریکا شد. ضمن آن‌که در طول این دوره، ارتباط علمی خود با نهاد دانشگاه را قطع نکرد و به تدریس در دانشگاه ادامه داد.

وی که در زندگی شخصی به پرکاری و ساده‌زیستی شهرت دارد، تا پاسی از شب در جهت تقویت دیپلماسی کشور تلاش می کندو مورد اعتماد رهبر انقلاب در حوزه سیاست خارجی و داخلی است.

جلیلی در مهرماه ۸۶ پس از استعفای علی لاریجانی به سمت دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب شد. اما آنچه امروز صحبت از این دیپلمات جوان و متعهد انقلاب را بر سر زبان ها انداخته است، اداره هوشمندانه، مقتدرانه و متعهدانه پرونده هسته‌ای و نحوه مذاکره او و تیم همراهش در مواجهه با کشورهای ۱+۵ بود.

وی یکی از از رویش های ارزشمند انقلاب اسلامی در عرصه دیپلماسی کشور است و این شکوفایی جز در سایه تعهد، تخصص و تفکر انقلابی به دست نیامده است.

[ چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ ] [ سجاد دماوندیان ] [ نظرات () ]

مصطفی کواکبیان" در خانواده‌ای متدین در  اسفند 1341 در محله جهادیه شهر سمنان متولد شد، وی پنجمین فرزند خانواده خود است.

 

"کواکبیان" در سال ۱۳۶۷ وارد نخست وزیری شد و به عنوان معاون دفتر ارتباط نخست وزیر با ائمه جمعه سراسر کشور مشغول به کار شد و در سال‌های ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۰ در دفتر مشاور عالی رئیس جمهور به عنوان کارشناس و مشاور سیاسی دفتر ایشان نسبت به امور اداری و اجرایی کشور وقوف لازم و آشنایی کافی به دست آورد.

 

"کواکبیان" پس از دوم خرداد در جهت تحقق شعارهای برخاسته از دوم خرداد به تأسیس و ساماندهی تشکل مدافعین پیام دوم خرداد که اعضای اولیه آن مجموعه‌ای از اعضای ستادهای سابق  خاتمی در شهرهای مختلف استان سمنان بودند، مبادرت ورزید. تشکل مذکور جزء اولین احزاب دوم خردادی بود که پروانه فعالیت و مجوز رسمی از کمیسیون ماده ۱۰ احزاب وزارت کشور دریافت کرد و در کنگره اول خویش نام حزب مردم سالاری را برای خود برگزید.

او که گفته در دولتش از حداقل سه وزیر زن بهره خواهد برد ، از جمله کسانی است که در فتنه سال 88 عملکردی منفی داشته و حتی در ماجرای پر سروصدای ناپدیدی یک دختر جوان ، در منزل آنان حاضر شده و به دروغ خبر تجاوز و قتل او را توسط لباس شخصی ها ! به خانواده اش می دهد.

[ چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٧:٤٩ ‎ب.ظ ] [ سجاد دماوندیان ] [ نظرات () ]

هدف ملت ایران در این انتخابات با دو عامل

 انتخابات گرم و پرشور

و

انتخاب فردی مومن ، انقلابی و با عزم و همت جهادی

به ریاست جمهوری تحقق می یابد.

 

[ چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٧:٠٩ ‎ب.ظ ] [ سجاد دماوندیان ] [ نظرات () ]

حجت‌الاسلام حسن روحانی از نزدیک ترین افراد به هاشمی رفسنجانی از لحاظ گفتار و کردار است. او که خود نمی داند اصولگراست ، اصلاح طلب است یا کارگذار یا هیچ ! ، " متولد 21 آبان 1327در شهر سرخه (استان سمنان)، دارای دکترای حقوق و سابقه تحصیل در حوزه علمیه قم در حد اجتهاد؛ نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، نماینده مردم استان تهران در مجلس خبرگان رهبری و رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام است.

 

روحانی فعالیت‌های انقلابی خود را در سال 1341 آغاز کرد.

 

وی نخستین بار در سال 1343 دستگیر شد و در طول مبارزه بارها دستگیر و "ممنوع‌المنبر" گردید.

 

روحانی، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی دردوره چهارم و دوره پنجم و دبیر شورای عالی امنیت ملی از سال 1368 تا 1384 بوده است.

 

وی در این سمت، رئیس تیم هسته‌ای و مذاکره‌کننده ارشد ایران با سه کشور اروپایی آلمان، فرانسه و انگلیس در موردبرنامه هسته‌ای ایران بود.

کاندیدای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، در فاصله سالهای 1348 تا 1351 در کنار تحصیل درس‌های حوزوی موفق به اخذ لیسانس حقوق از "دانشگاه تهران" شد.

 

وی در سال 1357 برای ادامه تحصیلات به انگلیس رفت و در آنجا به ترتیب درجه فوق لیسانس حقوق عمومی و دکترای حقوق اساسی را از "دانشگاه گلاسگو" گرفت.

از بارزترین فعالیت های او می توان به موارد زیر اشاره کرد :

الف) از جمله تاثیرگذارترین افراد و پیگیرترین ها برای خاتمه جنگ با عراق با عنوان صلح ! پس از هاشمی رفسنجانی (( کتاب راز قطعنامه ))

ب) از جمله عوامل پزیرش پروتکل الحاقی در زمان اصلاحات مربوط به فعالیت های هسته ای که باعث تعطیل شدن همه امور مربوط به انر}ی هسته ای از جمله درس ، تحقیق ، مکان ها و ... گردید که لکه ننگی بر پیشانی اصلاحات است و جالب اینکه خود او این کار را درست می داند. در حالی که این پروتکل با دستور امام خامنه ای به دولت وقت ملغی اعلام شد.

[ چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٤:٤٠ ‎ب.ظ ] [ سجاد دماوندیان ] [ نظرات () ]

قطعه مقدس یکصد و ده ،  در نظر دارد با ارائه زندگینامه کاندیداهای مطرحی که اقدام به ثبت‌نام در ستاد انتخابات کشور کرده‌اند، بخشی از سوابق اجرایی آنان را به رشته تحریر در‌ آورد.

 فرایند ثبت‌نام از داوطلبان یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری روز سه‌شنبه 17 اردیبهشت‌ماه ساعت 8 صبح آغاز شد و در روز آخر به اوج هیجان خود رسید.

قسمت اول : محمد سعیدی کیا

محمد سعیدی کیا در سال ۱۳۲۵ و در اصفهان متولد شد؛ وی مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشتهٔ راه و ساختمان از دانشگاه امیر کبیر تهران دریافت کرد.

"سعیدی‌کیا"  پیش از این وزیر راه و ترابری دولت‌های میرحسین موسوی، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۷۲ بوده‌ وی همچنین وزیر جهادسازندگی دولت خاتمی از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۹ نیز بوده‌ است.

محمود احمدی نژاد در تاریخ ۲۳ مرداد ۱۳۸۴ وی را برای تصدی وزارت مسکن و شهرسازی به مجلس معرفی کرد و پس از تایید مجلس این وزارتخانه را در اختیار گرفت.

البته سعیدی‌کیا بنا بر دلایلی در کابینه دوم احمدی نژاد حضور نداشت،  وی دلیل این جدایی را اینگونه عنوان می‌کند:  ادغام وزارت‌خانه در زمان وزارت من مطرح نشد و دلیلی نیز برای جدایی ما از دولت نبود؛ در کارها با آقای رئیس جمهور اختلاف نظر داشتیم،  البته رئیس‌جمهور وزرا را انتخاب می‌کند و وزیر وی را انتخاب نمی‌کند، هم ایشان تمایل نداشت با من کار کند و هم من تمایل نداشتم چون اختلاف نظر داشتیم و به نظرم وزیری که با رئیس‌جمهور کار می‌کند باید خواسته‌های وی را برآورده کند؛ دلیل اصلی جدایی من از دولت این است که آقای رئیس‌جمهور باید به وزرا اعتماد کند و میدان بیشتری برای کار به آنان بدهد.

البته همانطور که خیلی تابلوست ، سعیدی کیا تنها برای بیان عقاید خود می تواند پا به این عرصه گذاشته باشد ، زیرا حضور برای رقابت در نظر او خیلی خیلی رویاپردازانه است . 

[ چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٤:٢٧ ‎ب.ظ ] [ سجاد دماوندیان ] [ نظرات () ]

آن مرد با پرایدی مشکی  آمد

آن مرد با پرایدش بی محافظ  آمد

آن مرد در میان سیل تهمت ها در میدان فاطمی آمد

آن مرد از سرکار آمد

آن مرد پس از یک روز کار با خستگی آمد

آن مرد با لبخند آمد

آن مرد صمیمی آمد

آن مرد مردمی آمد

آن مرد بی صدا آمد

آن مرد جوگیر نیآمد

آن مرد برای خدمت آمد

آن مرد خودش آمد

آن مرد به زور آمد

آن مرد مهربان آمد

آن مرد هیئتی آمد

آن مرد بی بحث و جدل آمد

آن مرد پس از دفاع مقدس  آمد

آن مرد با پایی که جا ماند آمد

آن مرد در حال لنگان لنگان آمد

آن مرد مقاوم آمد

آن مرد با بوی شهدا آمد

آن مرد در راه شهدا آمد

آن مرد با حسرت شهادت آمد

آن مرد با یادگار جبهه ها آمد

آن مرد با یاد خمینی آمد

آن مرد با پیمان استوار با امام آمد

آن مرد با کمربند محکم در راه آمد

آن مرد با بغض جام های زهر آمد

آن مرد با یاد خیانت اکبران آمد

آن مرد از بیت رهبری و وزارت خارجه آمد

آن مرد با عشق سیدعلی آمد

آن مرد برای رهرویی راه ولایت آمد

آن مرد سمعا و طاعتای سیدعلی آمد

آن مرد چون یار خراسانی آمد

آن مرد دلبسته مراد خراسانی خود آمد

آن مرد برای زدودن غربت علی آمد

آن مرد با یاد دوران اصلاحات آمد

آن مرد برای امام و تاریخ و موزه نرفتن آمد

آن مرد برای آزادی در اسلام آمد

آن مرد برای اسلام در آزادی نیآمد

آن مرد برای خدا آمد

آن مرد برای گسترش اسلام آمد

آن مرد برای رهانیدن مسلمانان آمد

آن مرد برای صدور انقلاب آمد

آن مرد درد فقر و استضعاف چشیده آمد

آن مرد برای پابرهنگان آمد

آن مرد برای کوخ نشینان آمد

آن مرد برای کاخ نشینان نیآمد

آن مرد برای مرفهین بی درد نیآمد

آن مرد برای نرفتن به دوران سازندگی آمد

آن مرد برای تورم 49 درصدی نیآمد

آن مرد برای اقتصاد مقاومتی آمد

آن مرد برای مقاومت اقتصادی آمد

آن مرد برای سازندگی پولدارها نیآمد

آن مرد برای ساخت جیب های بیشتر نیآمد

آن مرد برای حیاتی طیبه آمد

آن مرد برای احیای مکتب آمد

آن مرد همراه با ذکر قانون آمد

آن مرد با هوای سوم تیر آمد

آن مرد برای عدالت آمد

آن مرد برای اجرای عدالت آمد

آن مرد برای حرافی عدالت  نیآمد

آن مرد برای خانه نشینی نیآمد

آن مرد برای دورکاری  نیآمد

آن مرد برای دل کاری آمد

آن مرد برای مقابله با فتنه ها آمد

آن مرد برای مقاومت و پیشرفت آمد

آن مرد برای انجام وظیفه آمد

آن مرد برای حصول نتیجه نیآمد

آن مرد برای له کردن زر و زور و تزویر آمد

آن مرد برای برائت از مشرکین آمد

آن مرد سلطه ستیزآمد

آن مرد حرف زور گوش نکن  آمد

آن مرد بعد از چند بار کله پا کردن اشتون آمد

آن مرد قبل از دیداری دوباره با اشتون آمد

آن مرد با ذله کردن 5+1 آمد

آن مرد با انرژی هسته ای  آمد

آن مرد برای غزه و لبنان آمد

آن مرد برای خط مقدم آمد

آن مرد چون صاعقه بر سر آمریکا آمد

آن مرد پرصدا در برابر دشمن آمد

آن مرد با هدف تل آویو و حیفا آمد

 

آن مرد برای تا انتهای خط آمد

آن مرد آمد ،  تا باز هم همگان بدانند که :

الیس الصبح بقریب  ......  آیا صبح بیداری نزدیک نیست؟

 

لله ، یاعلی.

 

[ چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۳:٢۱ ‎ب.ظ ] [ سجاد دماوندیان ] [ نظرات () ]

 

اتفاقی که سوم تیر 84 در جغرافیای سیاسی ایران اسلامی افتاد زمینه سازی تحولاتی بود که سال‌های بعد ایران را در عرصه، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و بین المللی درگیر خود کرد. باز گشت به انقلاب اسلامی شاید مهمترین معنای انتخاب مردم در سوم تیر هفت سال پیش و پس از حاکمیت 16 ساله رویکردهایی غیر انقلابی و صرفا وارداتی و غربی بود.

 

اما گفتمانی که پس از آن و در قالب دولت انقلابی نهم و خاطرات خوشی چون سفرهای استانی، رسیدگی به محرومین، مبارزه با اشرافی‌گری، فسادستیزی و استقلال طلبی در عرصه بین المللی، خود را به نمایش گذاشت، چه مولفه‌ها و ویژگی‌هایی داشت که توانست مردم را در سوم تیرماه به خیزش در آورد و در طول چهار سال حاکمیت دولت مردمی نهم به پای حمایت از این دولت انقلابی بیاورد؟ شاید بهترین پاسخ به این پرسش را بتوان در سخنان رهبر معظم انقلاب در جمع هیات دولت نهم در اولین روزهای تشکیل این دولت پیدا کرد.

 

قطعه مقدس یکصد و ده ،  برای تبیین مولفه‌های شکل دهنده گفتمان سوم تیر فرمایشات رهبر معظم انقلاب در جمع هیات دولت در شهریورماه سال 1384 را باز نشر می‌دهد. هر چند نگاهی به تصاویر برجای مانده از آن جلسه، چهره‌های انقلابی و خدومی را در اذهان حامیان گفتمان سوم تیر تداعی می‌کند که امروز و هفت سال پس از خلق شگفتی سوم تیر، به دلیل نفوذ جریانی منحرف در دولت محبوب و مردمی نهم، دیگر در میان مدیران دولتی نیستند و جای خود را اشخاصی نزدیک به این جریان در دولت داده اند :

 

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

   

کاری بزرگ را شروع کرده‌اید

 

کار جدیدى که شروع کرده‌اید، ماهیتاً با خدمات قبلى شما متفاوت است. همه‌ى شما غیر از تعداد معدودى که در دولت قبل مشغول انجام خدمت بودند قبلاً مشغول خدماتى بودید؛ آن خدمات هم باارزش است؛ لیکن این کار جدید ماهیت دیگرى دارد؛ این کار، دسته‌جمعى است؛ آن هم در یک گستره‌ى عظیم ملى. بنابراین، این مجموعه دارد یک کار انجام مى‌دهد. باید همواره متوجه این حقیقت بود که کارهاى شما اگرچه انواع مختلفى دارد، اما همه‌ى آنها در حقیقت یک کار است؛ مظهرش هم هیأت وزیران است که دور هم جمع مى‌شوید.

 

هدایت کننده و به تعبیرى که بنده تکرار مى‌کنم، پلیس راهنماى این بیست و چند راه، رئیس‌جمهور محترم است که هماهنگى ایجاد مى‌کند تا بشود این کار واحد بزرگ را انجام داد؛ و آن کارِ واحدِ بزرگ عبارت است از پیشرفت و ارتقاء کشور به سمت و سوى اهدافى که براى خودمان ترسیم کرده‌ایم، که همان اهداف انقلاب اسلامى است و ریزتر شده، آنچه در سند چشم‌انداز بیست‌ساله تبیین شده است.

 

براى این کار بزرگ، همه‌ى این مدت را قدر بدانید. شما چهار سال، یعنى حدود 1450 روز وقت دارید. هر روزى که مى‌گذرد، یکى از این عددها برداشته مى‌شود و مجموعه به صفر نزدیک مى‌شود. هر یک روزتان غنیمت است. این 1450 روز، چشم‌انداز و گستره‌ى وسیعى است. براى این مدتِ نسبتاً طولانى خیلى کارها مى‌شود کرد. امیرکبیر که یک چهره‌ى ماندگار در تاریخ ماست و واقعاً کارهاى بزرگى هم کرده، همه‌ى حکومت او سه سال بود؛ یعنى یک سال از مدتى که بناست على‌العجاله شما در این مسؤولیت مشغول باشید، کمتر است؛ اما آنقدر این کار، مهم و بزرگ و جدى بود که تاریخ امیرکبیر را فراموش نمى‌کند؛ والّا قبل از این‌که بیاید در رأس صدارت قرار بگیرد، و بعد که به کاشان تبعید شد، دیگر چیزى در پرونده‌ى او وجود ندارد؛ همین سه سال است.

 

بنابراین، این چهار سال وقت کمى نیست؛ یک گستره‌ى طولانى است. از الان که شما شروع کنید و به آفاق بلندى که جلوى چشم دارید، نگاه کنید، همه کار مى‌توانید انجام دهید. روزى خواهد رسید که شما وقتى به جلوى رویتان نگاه مى‌کنید، مى‌بینید دیگر فرصتى باقى نمانده؛ مثلاً سه ماه یا شش ماه مانده. در آن سه ماه و شش ماه، دیگر نمى‌شود کار جدى انجام داد؛ مگر استمرار و به نتیجه رساندن این کارها. از الان به فکر باشید و یک روز را هم غنیمت بشمارید؛ یعنى یک روز هم نباید هدر برود. این‌طور نباشد که بگوییم چهار سال وقت هست؛ ان‌شاءاللَّه سرِ فرصت به‌کار مى‌رسیم؛ نه، از همین روز اول و ساعت اول باید کار را به‌طور جدى شروع کنید. چون مى‌دانم نیت‌هایتان خوب و خدایى است و براى خدمت وارد این مقوله شده‌اید، مطمئنم که اگر ان‌شاءاللَّه همین نیت را براى خودتان حفظ کنید، خداى متعال کمک خواهد کرد. البته بدانید حفظ نعمت بمراتب مشکل‌تر از کسب نعمت است. در قرآن مى‌گوید: «انّ الّذین قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا». فقط «ربّنا اللَّه» گفتن کافى نیست؛ «ثمّ استقاموا» هم لازم است؛ آن وقت «تتنزّل علیهم الملائکه».

 

استقامت در این مسیر اساس کار است ...

 

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ ] [ سجاد دماوندیان ] [ نظرات () ]

[ شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٧:٥٢ ‎ب.ظ ] [ سجاد دماوندیان ] [ نظرات () ]

 

جلیلی جان بیا در انتخابات

مشو چون اهل کوفه ، اهل شامات

بیا سید علی عمار خواهد

چو ماهی در شبی بس تار تابد

اگر خورشید ما بودست ، مهدی

مرا با نائبش چون هست عهدی ،

فدایش می کنم جان را و تن را

به گل آذین کنم کل وطن را

اگر آید ز کعبه پور زهرا

شود گلشن تمام دشت و صحرا

ولی تا لحظه فجر امامم

زبهر سیدم  یاران غلامم

بیا چون مالک اشتر ، چو قنبر

دودست پرتوان از بهر رهبر

زبهرش آماده گردانیم لشگر

مساجد بهر ما باشد چو سنگر

از این سنگر به شیطان پس بتازیم

اگر ایران شده ویران بسازیم

جلیلی شد بهار و وقت عیدی

ز بس فرخنده ای چون که سعیدی

بیا شرکت کن و کاندید ما شو

به رای ملتی در پیش ما شو

امام من شود گر یاور تو

کلام حق شود گر باور تو ،

بکردم استخاره گر ز قرآن

بیامد آیه ای از آل عمران

بدیدم گر که آیه شصت و پنجم

فدای نام او خورشید و انجم

اگر که نام تو باشد جلیلی

تو ابراهیم و بهر ما خلیلی

نی ای چون که یهودی یا نصارا

بیا یاری بکن مولای ما را

ز هر حزب و گروهی مستقلی

که قلبم را دهد یادت تسلی

چو حزب الهی  و یاور به دینی

تو نصرالهی و اهل یقینی

اگر که مستقل آیی به میدان

شود یاور به تو هم دین و قرآن

جلیلی ای جلیلی ای جلیلی

تو ابراهیم و بهر ما خلیلی

بیا سید علی تنهای تنهاست

اگر که سیدی از نسل زهراست

تو یاور بهر مولایم حسینی

ولایی پیرو پیر خمینی

ندای ما شده الله اکبر

شود جانم فدای دین و رهبر

اگر که خرمم سرباز اویم

کلام آخرم را باز گویم

جلیلی گر به دین داری تعهد

زبعد سجده می خوانی تشهد

سلامی بر نبی و صالحین ده

بیا مردانه در میدان قدم نه

جلیلی یاورت باشد خداوند

سهندی هم دنایی هم دماوند

 


لله ، یاعلی.

[ جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ ] [ سجاد دماوندیان ] [ نظرات () ]

 

دوره جنگ دوره ای بود همراه با دستاوردهای فراوان، موفقیت های چشمگیر و پیروزی های زیاد. به راستی علت این پیروزی ها چه بوده است؟

 

پیروزی های 8 سال دفاع مقدس نقطه عطفی بود در تاریخ مبارزات. دو جبهه نابرابر و ناهمگون در برابر هم به صف‌آرائی ایستاده بودند. از یکسو اخبار از فتح المبین می‌آمد و فتح فاو و از دیگر سو خبر از کمک های تازه قدرتهای بزرگ به دشمن. روزی خبر از تحویل آخرین سلاح های مدرن به رژیم عراق، و روزی دیگر خبر از به غنیمت گرفتن به آنها. این اخبار اعجاب جهانیان را برانگیخته بود. چگونه رزمندگان ایرانی شبه جزیره فاو را فتح کرده اند؟ چگونه خاکریزهای مثلثی شلمچه سقوط کرده اند؟ چگونه…

 

براستی در جبهه و پشت جبهه ایران چه خبر بوده؟ این را بدانیم که دفاع مقدس پدیده‌ای پیچیده است که یک موفقیت آن برابر با چند ده موفقیت در شرایط عادی است. جنگ در عین نظم،  با بی نظمی های زیادی روبروست. عدم دسترسی به اطلاعات صحیح و آمار دقیق و… از خصوصیات یک عملیات جنگی است. جنگ همراه با گلوله است. پیروزی در جنگ حتما خون به همراه دارد. جراحتها و شهادت ها لازمه جنگ است. یک عملیات جنگی مستلزم بسیاری از کارها است. نیروهای رزم، اطلاعات، تدارکات، مهندسی، مخابرات، توپخانه، بهداری، تعاون، ترابری و… همه و همه همزمان با یکدیگر باید به کار بپردازند. ضمن اینکه هر آن ممکن است هر یک از واحدها خسارت کلی دیده و هماهنگی مجموعه از دست برود. تمامی کار رزمندگان جنگ در آن در معرض سخت ترین خطرات می باشد. هر آن ممکن است کشته یا مجروح شوند. فرمانده در میدان جنگ سخت ترین مدیریت ها را بر عهده دارد. او عامل هماهنگ کننده تمامی واحدها در میان موجی از آتش و خون است.

او مدیری است که هر آن جان خود و نیروهایش در معرض خطر است. از یاد نبریم که فرمانده گاهی یک خط در قصرشیرین و خطی دیگر در شلمچه دارد و فاصله این دو چندصد کیلومتر بود با جاده‌ای ناهموار و او به هر دو خط به خوبی رسیدگی می‌کرد. امروز قصرشیرین بود و فردا در شلمچه. از مشکلات فرمانده کم شدن نیروها بود. بسیاری از نیروها شهید یا مجروح می‌شدند و حال آن‌که نیروئی برای جایگزینی نداشتند. عملیات که تمام می‌شد تازه اول کار بود. باید برای مدت زیادی مواضع حفظ می‌شد و باز همان مشکلات. و این قصه مدام هشت سال دفاع ما بود…

 

سختی ها و مشکلات جنگ را گفتیم؛ به پشت جبهه نیز اشاره ای داشته باشیم.

 

یک اداره در پشت جبهه نیروهایش ثابت‌اند و امکاناتش معین. چه بسا سال ها بگذرد تا یک کارمند حذف و یا عوض شود. مدیر از امکاناتی چون تلفن، منشی، معاونت‌های مختلف و امکانات ارتباطی… برخوردار است. تمام نیروهای یک اداره متمرکز هستند. هر کارمند اداره از خاطری آسوده برخوردار است. او می‌داند چند ساعت دیگر در منزل خواهد بود…

 

حال در یک داوری بین این دو محیط (جبهه و اداره) و بین فرمانده جبهه و رئیس اداره به راستی کدام یک باید موفقت‌تر باشند؟ عقل سلیم چه قضاوت می‌کند؟ امکانات اداره و رئیس آن بیشتر زمینه برای موفقیت دارد یا امکانات جبهه و فرمانده گردان؟

 

باید گذری بر عملکرد عملیات جبهه و فرماندهان داشته باشیم. به راستی چگونه فاو فتح شد؟ مگر آن همه مشکلاتی که ذکر کردیم بر سر راه عملیات نبود؟ چگونه شلمچه تصرف شد؟ چگونه نیروها توانستند برای دو ماه پاتکهای دشمن را دفع کنند؟ هنگامی که نیمی از بچه های گردان شهید و مجروح شدند، گردان چگونه به کار خود ادامه داد؟ هنگامی که ماشین تدارکات و مهمات زده شد، بچه ها چگونه زمان را سپری کردند؟ وقتی معاونان گردان و روسای گروهانها شهید شدند چه کسی جای خالی آنان را در آن بحبوحه پر کرد؟ وقتی در آن خط فقط ۳۰ نفر نیرو باقی ماند، چگونه کار ۳۰۰ نفر را انجام دادند؟ وقتی آمبولانس زده شد چه کسی به یاری مجروح رفت؟ وقتی بی سیم خراب شد، چگونه ارتباط برقرار کردند؟ به راستی این همه مشکلات به آسانی حل می شدند؟ چرا دشمن نمی توانست حرکتی انجام دهد؟

 

بگذارید به اداره هم سری بزنیم: چرا اگر یک کارمند یک روز در محل کار حاضر نشود، ارباب رجوع سرگردانند؟ یا نه، چرا وقتی کارمند در محل کار حاضر است ارباب رجوع سرگردانند؟ راستی رئیس اداره تا چه حد ناظر بر کار کارمند است و یا بهتر بگویم کار خود رئیس تا چه حد می تواند سرمشق کارمندان باشد؟ فرمانده در جبهه چه کسی بود؟ فرماندهی برای او چه فایده‌ای داشت؟ ضوابط او برای کار و فرماندهی چه بود؟

 

بسیاری از فرماندهان گفته می‌شد چند سال پیش یک بسیجی ساده بودند. چگونه یک بسیجی که معلم یا دانشجو بوده، امروز فرمانده شده است؟ بای این جواب نخست باید دید فرق فرمانده با یک بسیجی ساده چیست؟ مقام فرماندهی چه چیز برای او به ارمغان می‌آورد؟ پاسخ ساده است، فرمانده شدن یعنی زودتر شهید شدن، یعنی شب حمله جلوی همه حرکت کردن، یعنی خود در صف مقدم بودن برای شکستن خط؛ و چون ملاک این شد لایق‌ترین بسیجی ها برای فرماندهی کاندیدا می‌شود. کسی که می‌داند فرمانده شدن جز جان خود و دیگران را به خطر انداختن فایده دیگری ندارد، کسی که می‌داند فرمانده شدن یعنی زودتر از دیگران به سوی خدا رفتن. و حال معلوم می‌شود کدام بسیجی است که فرمانده می‌شود.

 

اگر امروز مسئولان از وزیر تا پایین ترین سطوح، تفکر بسیجی داشته باشند، اگر هر مسئولی خویش را مسئول بداند، اگر مسئول و رئیس اداره مانند فرمانده لشکر شبانه روز در پی کارزار باشد و خارج از بروکراسی اداری، مستقیما مسائل را مدام تحت نظر داشته باشد، اگر رئیس ها به سان فرمانده به لحاظ زندگی از نیروهایشان در زیستن ساده تر باشند، اگر به جای روابط به فکر جایگزین نمودن ضوابط باشند، اگر ملاک ها لیاقت باشد نه رفاقت ها، اگر ریاست فقط ریاضت بیشتری به دنبال داشته باشد و… خلاصه کلام اگر تفکر بسیجی به معنی کامل آن بر فضای کشور حکمفرما شود، مطمئن باشید که در این دوره موفقیت هایی چشمگیرتر از دوران دفاع مقدس خواهیم داشت.

 

در این راستا آنان که الگوی جامعه هستند باید کوشاتر باشند. آنان که وارثان بسیجیان و شهدا هستند باید بسیجی باشند. بسیجی به گفته امام «به دور از هیاهوهای سیاسی بود» آیا فلان وزیر و وکیل و مسئول این چنین می‌باشد؟ آیا فلان مسئول وقتی وارد میدان مسئولیت می‌شود، احساس ورود به میدان مین را دارد؟ آیا نماینده در پشت تریبون، حالت بسیجی پشت دوشکا را دارد؟ آیا اداء کلمات به سان شلیک تیرها فقط و فقط برای خداست؟

 

«عزیزان مجلس بسیجی باشید. امام از شما خواست عصاره فضائل ملت باشد. آیا توانسته‌اید عصاره فضائل بسیجیان بی‌نام و نشان و شهدا باشید؟ خدا توفیق به شما دهد که اینگونه باشد. هنگام موافقت و مخالفت فکر کنید الان در میدان مین هستید و هر آن ممکن پودر شوید، پس خالی از هر هوی آن‌چه را می‌خواهید بگویید.» بسیجی نسبت به امامش اخباری مذهب بود. آن چه از امام می شنید نه تفسیر می کرد و نه تاویل. آن را بر سر می‌نهاد و رو به سوی میدان می کرد که امامش گفته بود:

«پشتیبان ولایت فقیه باشد تا آسیب به مملکت نرسد.»

 

وزرا و روسا! شما نیز به اطراف خود نگاه کنید. معاونین و مشاورین و کارگزاران شما چگونه به این مقام رسیده اند؟ آیا بر اساس لیاقت بوده است؟ آیا از تفکر بسیجی برخورداردند؟ آیا مسابقه درد و رنج دارند؟ آیا از کدامین کانال به این مقام رسیده‌اند؟ کانال لیاقت و تقوا، کانال جهاد و ایثار یا…؟

 

آیا کارگزاران شما بسیجی عمل می‌کنند؟ آیا از ماشین و امکانات اداره فقط استفاده ماموریتی می‌کنند؟ آیا به سان فرمانده گردان تویوتا را پادگان پارک می‌کنند و برای تلفن شخصی با پای پیاده به شهر می‌روند؟ راستی در این مملکت هشت سال جنگ بود؛ معاونین و مشاورین شما چه سهمی در آن داشتند؟ در دردهای مردم چقدر شریک هستند؟ آیا در مسافرت ها در صف بلیط اتوبوس ایستاده‌اند؟ آیا در شهر سوار اتوبوس واحد شده‌اند؟ آیا در خورد و خوراک مانند مردم مستضعف هستند؟ آیا در هنگام کار فقط به مقدار ساعات اداری اکتفا می کنند؟ یا تا هر وقت کار هستند، آنها نیز هستند؟ آیا تا کار ارباب رجوع را راه نیندازند از پا نمی‌نشینند؟

در هر حال اگر فضائل بسیجی دارند، آنان را حفظ و تقویت کنید که خدا نگهبان آنها باشد. در پایان تکرار این نکته لازم است که آن چه از این تفکر گفتیم، تفکری بود مربوط به بسیجیان و این بسیجیان هنوز در میان ما هستند. اینان بسیار عزیزند. اینان سالها در جبهه در میان آتش و خون بوده‌اند. بسیاری از دوستان آنها در کنارشان شهید شده اند. اینان کوههای رشادت، صبر، پایداری و بغض انقلابی‌اند. نگذاریم اینان و تفکرشان شهید شوند.

نگذاریم تا در پیچ و خم زندگی روزمره فراموش شوند؛ مگر این سفارش امام نبود؟

[ پنجشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ ] [ سجاد دماوندیان ] [ نظرات () ]

وقتی جماعتی فاسد با اسم و رسم و آشکار به ترویج و تشویق فحشا و تن‌فروشی و هنرهای کاباره‌ای می‌پردازند (آن هم در همین تهران!) بقیه هم می‌فهمند که دیگر این مسائل برای حکومت مهم نیست!

وقتی بسیج و ناجا و برادران گمنام و بچه‌های بالا و عزیزان سایبری سپاه و دادستانی و عدلیه و سایر متولیان مربوطه خواب خواب باشند ، یک مشت فاسد و مفسد می‌آیند (در داخل مملکت!) و سایتی به نام «زن و موسیقی» راه می‌اندازند و از فواحش و فواسق و زنان خواننده و هرزه عصر طاغوت تجلیل نموده و جهت افزایش آشنایی نسل جوان با این مفاخر اخلاق و هنر مجلس بزرگداشت می‌گیرند و به ترویج معارف درباره مطربه‌های کاباره‌ای عصر پهلوی می‌پردازند و چنان با خیال راحت فعالیت می‌کنند که اگر یکی نداند باورش می‌شود که این سایت از شخص وزیر ارشاد مجوز گرفته است!

 

و در همین راستا یک عده دلال محبت و قواد هم پیدا می‌شوند با نام «پوش» در فیس‌بوک نهضت برهنگی و فحشای جسمی دختران ایرانی راه می‌اندازند (از همین تهران خودمان) و اسامی پلید خودشان را هم به صراحت منتشر می‌کنند و این یعنی اگر سازمانی یا نهادی یا ارگانی می‌خواست جلوی این مروجان فشحا را بگیرد مثل آب خوردن می‌توانست!

 

کیست که نداند این مدل فعالیت علاوه بر ترویج فحشا موجب پررو شدن مجرمان و فاسدان و بدکاران می‌شود! وقتی جماعتی فاسد با اسم و رسم و آشکار به ترویج و تشویق فحشا و تن‌فروشی و هنرهای کاباره‌ای می‌پردازند ( آن هم در همین تهران! ) بقیه هم می‌فهمند که دیگر این مسائل برای حکومت مهم نیست! لذا آنها هم تشویق و ترغیب می‌شوند وارد این عرصه‌ها شوند! از طرف دیگر قبح این مسائل به این شیوه خواهد شکست و ملت باور خواهند کرد که فساد عادی شده و فحشا مسئله‌ای طبیعی است تا آنجا که نظام هم با آن کنار آمده است!

 

اگر برادران امنیتی و اطلاعاتی و انتظامی همین امروز جلوی موج جدید ترویج فحشا را سد نکنند دیگر فردایی برای نظام و انقلاب نخواهد ماند که....

 

[ شنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ ] [ سجاد دماوندیان ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

ما را پیامبر قبیله سلمان خطاب کرد روی غرور و غیرت ما هم حساب کرد از ما بترس, طایفه ای پر اراده ایم ما مثل کوه پشت سر سید علی ایستاده ایم
نويسندگان
لینک دوستان
فال روزانه
کد موسیقی وبلاگ
قیمت طلا
آپلود عکس
پمپ بنزین
بازی آنلاین
امکانات وب
دعای عظم البلا حدیث موضوعی
ذکر کاشف الکرب اوقات شرعی